سبد خرید 0

سبد خرید شما خالی است.

حاکم در فقه اسلام

قسمت اول

مقدمه

فقه اسلام چیست؟ حکومت در فقه اسلام چیست؟ حاکم در فقه اسلام کیست؟ ولایت چیست؟ ولی کیست؟ آیا ولایت و حکومت، ولی و حاکم در کلمات و دکترین فقها مطرح شده است؟ ولی و حاکم بر چه روابطی اعمال ولایت و حکومت می‌کنند؟ قلمرو ولایت ولی خواه حاکم باشد یا نباشد تا چه حدی است؟ هدف از حکومت ولی و حاکم در فقه اسلام چیست؟ آیا فقهای بزرگ اسلام بعد از آغاز غیبت امام زمان(عج) به حاکمیت و حاکم در فقه اسلام پرداختند و چگونه حاکم یا ولی را در جامعه اسلامی انتخاب می‌کنند و برای او چه صلاحیتی قائل شدند؟ پاسخ به این‌گونه پرسش‌ها موضوع پژوهش است که به طور کامل به ماهیت ولایت و حکومت و شخص والی و حاکم و انتخاب و قلمرو صلاحیت او در تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها در فقه اسلام می‌پردازد.

هیچ عقل سالم و هیچ اراده قومی از اقوام بشر نمی‌پذیرد که جامعه انسانی بدون امیر و حاکم و بدون نظم و نظام به زندگی اجتماعی در جامعه سیاسی ادامه دهد زیرا هرج و مرج موجب بهم‌ریختگی جامعه انسانی و فعالیت اقتصادی و اجتماعی می‌شود و هرگز امنیت و معیشت که دو رکن اصلی جامعه انسانی هستند، تأمین نمی‌شوند. این معنا مورد وفاق عقل و رأی حداکثر انسان‌هاست و هیچ انسان عاقلی وجود ندارد که اظهار کند برای انسان که موجودی مدنی و اجتماعی است نظام حکومت و شخص حاکم مدبر و مدیر لازم نیست بلکه جامعه انسانی بدون نرم‌افزاری حکومت و شخص حاکم مدبر و مدیر امنیت و معیشت نظام نخواهد داشت. در نتیجه عقل هیچ عاقلی چنین تصوری را عاقلانه نمی‌داند و نفس هیچ شخصی چنین گزاره‌ای را تصدیق و تأیید نمی‌کند که جامعه انسانی هرج و مرج باشد بلکه عقل می‌فهمد با هر تصوری از نرم‌افزاری حکومت و با هر شرایطی برای شخص حاکم در تعریف نوع حکومت و تعیین شخص حاکم نظام اجتماعی مطابق مکتب فکری و حقوقی لازم است و تمام اقوام بشری و ادیان الهی همواره در جهت تأسیس حکومت و تعیین حاکم جهت نظام اجتماعی حرکت کردند و هیچ قومی و هیچ دینی بی‌نظمی و هرج و مرج اجتماعی را نمی‌پذیرد.

برگشت به بالا
انتشارات فرهنگ سبز